محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )

مقدمهء مترجم 29

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى )

و مكاشفات بزرگان اولياء و انبيايى كه در آن نام برده شده . . . و آن مهرى را مىماند كه متضمن مقام كمال هر يك از آنان است . . . و شكى نيست كه آگاهى بر كتابى كه اين شأنش و منبع علمى كه وين عنوانش است بستگى بر تحقق به [ مقام ] وارث بودن از كسى را دارد كه تمامش را چشيده و بدان [ وارثت ] ، بر وى [ حقايق ] فتح و از جانب وى برايش كشف و بدان واسطه به سويش [ براى اظهار حقايق و اسرار ] فرستاده شده باشد . و چون شناسانيدن و آگاهى دادن الهى به اين ضعيف - به واسطهء اختصاصش به سر آخر بودن - وارده شده . . . خداى تبارك و تعالى را سپاس گفت و به اين خبر مسرور و خوشحال گشت و منتظر گردش حال ، در اميد و انتظار ماند . در اين وقت پروردگار گروهى از برادران مخلص و ياران و دوستان خاص را برانگيخت . . . كه تمايل در حل مشكلات اين كتاب و بر طرف كردن مبهمات و دشواريهاى اسرار كلى و علوم بلند و گرانبهاى آن ، كه غذاى ارواح صاحبان خرد است ، پيدا نمودند . . . و درخواست كردند كه مهر از آنها بردارم و راز اصولش را روشن كنم و پنهانش را آشكار سازم و قفلش را با شرح مجمل و مختصر آن برگشايم . اين درخواست را پذيرفتم ، چون استحقاق و شايستگى آنان را مىدانستم و خود - به واسطهء ارشاد و راهنمايى آنان - به پروردگارشان تقرب و نزديكى جستم . با اين توضيح كه من جز خطبهء كتاب [ فصوص الحكم ] را از نويسنده‌اش [ شيخ اكبر ] به شرح ، نه بيشتر ، نخواندم ولى خداوند به بركت او بر من منت نهاد و مرا در اطلاع و آگاهى بر آنچه كه وى را مطلع ساخته و ديده‌ورى بر آنچه كه برايش روشن نموده ، و گرفتن از خدا - بدون واسطه و سببى - با وى مشاركت روزى كرد . [ اين منت ] محض عنايت الهى و رابطهء ذاتى بوده اميد كه مرا نگه دارد و اين را خالص براى خودش و جهت تقرب به سوى او و سودمند براى من و آنان ، اينجا و روز ورود بر او ، قرار دهد » . و در اوايل فك ختم فص صالحى گويد : « بدان كه شيخ ما رضى اللّه عنه